خرید بک لینک

کاش منم توی تظاهرات کشته میشدم.

کاش آنقدری دستم باز بود که میتونستم برای کشورم کاری کنم.

کاش همه چی خوب بشه.

ما که تباه شدیم رفت.

کاش وقتی اینترنت وصل بشه به هم تبریک بگیم نه تسلیت....

♥ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 11:45 توسط آرامش:

برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: پنجشنبه 31 شهريور 1401 ساعت: 17:36

هر روز...انرژی زیادی صرف می کنمتا باورم نشود رفته ای...مثلا هر روز...رو به آینه می ایستمرژ قرمز میزنمتا پر رنگ تر ببوسمت...لبخند هایم را گول می زنمو وقتی نگاهم، به جای خالی دست هایتروی شانه هایم می افتدبغض هایم را تهدید میکنمکه اگر بشکننددیگر هیچوقت بر نمیگردی...هر روز...کفش هایم را میپوشم...و به خودم قول میدهم امروز تورا. ببینم!هرشب...به تو شب بخیر میگویمو تظاهر میکنم....سرباز برنگشته ی جنگی هستیکه هنوز تمام نشده!که دوستم داری...که جیب سمت چپ سینه اتعکس کوچکم را بغل کرده است...بعد باور هایم را میگذارم زیر بالشمغلت میزنم تا گریه هایم را نشنوی...به كسي نگو مخاطب شعر های غمگین من تویی!شرم دارم زنی بفهمدمرا در آغوش گرفته ای و...عاشقم نشدی!پ ن :اگر گمان میبریبرخی چیزها رابرای تو مینویسمدر اشتباهی،همهچیز رابرای تو مینویسم... ♥ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 0:50 توسط آرامش:

برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: پنجشنبه 24 شهريور 1401 ساعت: 22:52

برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: پنجشنبه 24 شهريور 1401 ساعت: 22:52

نامه های حسین سلیمانی رو آخر شبها وقتی همه خوابن میرم تو حیاط گوش میکنم و اشک میریزم.خیلی وقت پیش گفتم گوش کن.نمیدونم به حرفم گوش کردی یا نه میدونم خوشت نمیاد ازین جور چیزا.ولی گوش کن.دقیقا منم.حال روز منه.پ ن :«فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَةِ أَعْیُنٍ »+هیچکس نمی داند که برایش چه قرةالعینهایی پنهان کرده ایم !

برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: پنجشنبه 24 شهريور 1401 ساعت: 22:52

صفحه بندی